سفرشايلي جون با اميرعلي به شهرك شالي
شايلي درسفر ، دخترعزيزم هميشه عاشق اين بودي كه به مسافربريم اين دفعه قرارشد با عمومهدي به همراه خانواده اولين مسافرت را به شهرك شالي در شهر نور تجربه كنيم . عزيزم پايان سال تحصيلي در سال اول بود چون مدرسه خيلي سختگيري مي كرد ازيك هفته جلوتر با معلمت خانم قهوه چي هماهنگ كرده بود كه يك روز را براي تو مرخصي بگيره البته درسها تموم شده بود و فقط حالت دوره داشت خوشبختانه معلمت جواب مثبت داد و قرارشد كه بريم اما متاسفانه دو روز بعد از مدرسه نامه اومد كه قرار پنجشنبه مورخ 93/02/18 جشن الفبا بگيرن خيلي ناراحت شديم بابا به مدرسه رفت با معلمت و خانم مدير صحبت كرد اما فايده نداشت خلاصه عزيزم اينقدردوست داشتي كه با اميرعلي به مسافرت بري...



